دفاتر الهام بخش بلندگو

برای سخنران الهام بخش خود را در اینجا نگاه! سخنرانان از قلب به چالش های فردی و جهانی را به رسمیت می شناسد در جهان امروز و راه حل برای ایجاد بزرگترین چشم انداز از بزرگترین نسخه از خود و سیاره ما را الهام بخش است.

به سخنرانان از ~ قلب پس از سال ها به اشتراک گذاشتن مردم در پرشور در رادیو، اینترنت، و در حوادث زندگی می کنند، بلندگو از قلب ایجاد فیلم خوش آمدید! ~ :) در آغاز این ویدئو :) ~ و لذت بردن از BIOS سخنران، به عنوان ما به طور مداوم به روز رسانی فیلم ها و پیام های.

Mary McGillis Photo

مریم McGillis، نویسنده سری افراد کمی

چرا شما علاقه مند شود در بلندگو از قلب؟ من چندین سخنران است که من لمس فراتر از مقایسه و مفتخرم به ارائه این پورتال به وب سایت خود را انتخاب کرده اند ... دانستن است که احساسات خود را در طول سفر خود کمک کند.

سفر من چگونه منجر به این وب سایت از اینجا شروع میشود:

مریم و آدم DreamHealer

من در عشق با رابین هاوکینز در تاریخ 27 اوت 1988 سقوط کرد و ما 20 سال با هم قبل از فراق راه های به اشتراک گذاشته شده است. کودکان 4 ما گواهی به عشق می تواند تولید کند، و من می دانم که من می توانم برای رابین صحبت می کنند وقتی که من می گویند که آنها بزرگترین لذت ما. یک چیز خوبی بود، را نوزادان عالی است که بزرگ شده به مردم عالی!

در طول آن دوره بیست ساله، تازه باهاش ​​آشنا شدم خانواده رابین و عشق آنها را به عنوان خود من (بیشتر از آنها، بیشتر از زمان :) ). بزرگ خاندان از خانواده اش، رونی هاوکینز، rockabilly جهان ستاره مشهور را مورد ستایش قرار داد که از آرکانزاس، اما Stoney دریاچه، کانادا به عنوان خود را به تصویب رساند. اما این داستان اینه که درباره رابین و خانواده اش نیست، آن را در مورد سفر من که با حکم اعدام رونی آغاز شد است.

پس از دو فرزند اول ما، من ده ساله من حرفه ای به عنوان مدیر رونی آغاز شد.

او به عنوان مردی که آورده اند رول راک N 'به کانادا و به خوبی توسط همسالان خود را به عنوان مردی است که واقعی به موسیقی و موسیقی دانان باقی ماند احترام اعتبار شده است.

هنگامی که او برای نخستین بار مبتلا به سرطان لوزالمعده در تاریخ 30 ژوئیه سال 2002 تشخیص داده شد، ما (خانواده) پوسته شوکه شده و نمی دانستند که در آن به نوبه خود. پس از عملیات خود را در تاریخ 13 اوت، او گفت، "پنج نفر از بهترین پزشکان در جهان به من گفت که من مرده ام، به طوری که آن را از طریق سر خود را، من مرده!" من در واقع می خواستم برای آهنگ که در حال حاضر، فقط احساس آن را دوست دارم، چون می خواستم به تمیز کردن پدر بزرگ بچه ها من واقعا گفت ... تنها که گاهی اوقات، صادق) در طول این چند هفته، رونی موفق به متقاعد کردن ما که او را برای زندگی طولانی نیست! پزشکان او قطعا به حال متقاعد او! این غم انگیزترین بار بود، تلاش خود را برای از دست دادن کسی را کنترل بنابراین سرنخ های شگفت انگیز به اعماق ناامیدی. رونی در تمام بیماری خود، یک پسر پوستر مرگ باور نکردنی بود. مدیر خود بودن، نگرش خود را از آن ساخته شده بسیار آسان تر برای مقابله با رگبار مداوم مطبوعات ... همه مشتاقانه منتظر جوک ها و کلمات حکمت رونی، حتی در حالی که برخورد با موضوع سخت ترین مرگ.

وقتی که رونی برای اولین بار متوجه او مبتلا به سرطان بودند، او به پزشکان خود گوش فرا داده و توافق کردند که تحت روش ویپل در تاریخ 13 اوت، عمل آنها به او گفت او 50-50 شانس زنده ماندن داشت. رونی درک است که آنها را از تومور در پانکراس و بخش هایی از چهار اندام های اطراف. پس از عمل جراحی، دکتر برایس تیلور او را دوخته به بالا، گفت که در اطراف تومور ورید پیچیده شده بود، بنابراین او می تواند این روش را انجام و رونی گفت: او تا به حال سه تا شش ماه به زندگی می کنند. این چیزی است که هر کس می گوید در حال حاضر، اما من فکر می کنم این سه هفته تا سه ماه بود. بی پروا، یک زمان کوتاه و مرگ قریب الوقوع بود، به گفته تیلور دکتر جراح و متخصص است.

بلافاصله بعد از عمل، دوستان رونی بسیج به حمایت از او. بیل کلینتون، رئیس جمهور، دیوید فاستر، تولید موسیقی، مرغ دان تایسون نجیب زاده، سرمایه دار خیلی مهم Risto Laamanen مورد علاقه ما و چندین نفر دیگر را به تورنتو برای شام صمیمی با رونی پرواز کرد. در طول مصیبت همه اش، رونی شگفت انگیز بود. او نگرش بزرگ و وعده داده است که او را ترک همه چیز در دست خدا است. او اضطراب را به امتحان کردن، هر چند، و به معنای واقعی کلمه وجود دارد صدها نفر از مردم نوشتن، تلفن و ایمیل دفتر را با ایده های او می تواند به خوبی و یا با دعا و آرزوهای خوب.

رونی گفت: "انتخاب یک" و او می خواهم آن را امتحان کنید. فکر شفا دهنده ذهن ما وارد شده هرگز. رابی رابرتسون فرستاده طب ترکیب انسان، اما رونی هرگز نوشیدن آن است. رونی یکی برای مواد مخدر، به غیر از ماری جوانا هرگز. او کوکائین دیده بود و هروئین میکشید و کشتن بسیاری از دوستان به طوری که او همیشه می گفت هر کس به «دور ماندن از آن مواد شیمیایی". او عاشق چمن. او ساعت در املاک خود را در 200 هکتار در تراکتور برش چمن، و یکی از خطوط مورد علاقه خود را به سر برد این بود: "تنها چیزی که بهتر از علف cuttin 'سیگار آن

یک خوشبین ابدی بودن، من پر از امید بود و فعالانه در تلاش برای کشف کردن که "ایده" یکی را انتخاب کنید تا او را درمان. اگرچه پزشکان به او داده بود حکم اعدام، و گفت که سرطان لوزالمعده بود منجر به مرگ، من را به افرادی که سرطان لوزالمعده جان سالم به در برده بود و سرطان آزاد سخن گفته بود. من به یاد داشته باشید چاه یک خانم، سامانتا، که دوست داشتنی بود و گفت که او به یک کلینیک در فلوریدا رفته بود و بخشی از درمان او شامل چمن گندم. من هم چیزی در مورد یک درمانگاه را در نیویورک، یکی در اروپا و دیگری در مکزیک به یاد داشته باشید.

رونی گفت: او می خواست به ماندن در خانه اش و او نمی خواست به سفر به درمانگاه، و نه حتی در فلوریدا، جایی که او تا به حال یکی دیگر از خانه. رابین و من امیدوار بعد از صحبت کردن به بازماندگان چندین بودند، تا بعد از عمل. وقتی که رونی داد امید، همه ما. پس از اواسط ماه اوت به این ایده بود که او خواهد رفته است.

سرو صدای زیادی را در میان دوستان خود و به خوبی جسد وجود داشت، اما ما را ویران کرد.

سپس در تاریخ 21 سپتامبر 2002، پس از یک ماه بعد از عمل وجود دارد، بسیار در آن زمان، یک ایمیل اومد از آدم است. گفت که او فکر کرد که او می تواند رونی کمک کند و توضیح داد که در مورد بهبود راه دور است. عکس رونی در صفحه اول روزنامه ونکوور دیده بود و تعجب اگر رانی علاقه مند می شود در درمان شفا. من را به دفتر رابین به نام "بیا اینجا و خواندن این نامه، آن را مثل استفن کینگ است!"

معمولا من می تواند نامه ای به عقب به طور خودکار نوشتن، اما آن زمان من یک مدت طولانی به نوشتن نامه ای را که به او. من حس صداقت نامه آدم و حقیقت آن را با من طنین انداز است. ترسیده بودم از گفتن چیزی اشتباه و خراب آن را برای رونی. من تا به حال در نظر گرفته هرگز یک شفا دهنده، و اولین فکری که من شک و تردید یا شک اگر کسی ذکر شده بود، این به دلیل ماهیت نامه آدم متفاوت بود. پس از آن بود واقعی. رابین و من هر دو هیجان زده و من آدم با سر و تبلیغاتی به ضرب گلوله از رونی ایمیل قبل از من گفت: هر چیزی را به ران. او ایمیل فرستاده شده حق دور و گفت: او می تواند یک درمان بر روی رونی انجام دهد آن شب است. تلفن رونی.

در آن زمان بودند، همه نوع مردم با او روز و شب وجود دارد. او هرگز به تنهایی بود. وقتی که من زنگ زد، او پاسخ داد و از او خواستم که با او بود.

"هیچ کس، من فقط lyin در اینجا بر روی تخت من با سگ، من dreamin 'از ستاره شدن است."

من بسیار شگفت زده شد، چرا که اولین بار در ماه بود، و ما در تماس مداوم بودند. او به من بگوید که هر کس به دریاچه رفته بود. من به او گفتم که من می خواستم او را به گوش دادن به ایمیل که در آمده بود و من نمی خواستم او را به چیزی تا پایان آن است. رونی از کمربند کتاب مقدس آمده بود و مادر او معلم مدرسه یکشنبه بود و من متولد شد و پرورش شهر کوچکی در کلیسای کاتولیک رم است. من نمی دانستم که چگونه او می خواهم به آن واکنش نشان داده و آن را با روشنایی ضعیف تابیدن از امید اول ما در بیش از یک ماه بود. من در مورد نامه آدم که من می خواستم او را به حداقل به یکی از درمان به توافق برسند هیجان زده شده بود.

من به او توجه داشته باشید به عنوان خوانده شده و در پایان آن، بدون تردید در همه، او گفت، "خوب، به بچه به آن را امتحان کنید و اگر کار می کند، به او بگویید که من او را تی شرت autographed ارسال آزاد ".

پس آدم شروع به درمان است. در عرض یک هفته، شاید بعد از سه یا چهار درمان، آدم گفت که سرطان در مورد آنچه که به نام "سطح انرژی" مرده بود.
من هر چیزی در مورد تای چی، چی گونگ، شفادهندگان، کشیش یاکاهن یا جادوگر مردم قدیم شمال اسیا و اروپا مردان دارو، و یا هر چیز دیگری در محافل شفا نمی دانند. من مشغول بوده است که در دهه گذشته با کودکان و مدیریت رونی، نگه داشتن نیست با آنچه که قرار بود در جهان.

نمی دانستم چه خبرا زمینی انرژی به معنای یا که مردم از انرژی ساخته شد. پس من دوره تصادف با آدم. من می توانم یک معلم بهتر تصور ندارد، و البته، ما را به خودشان می بینند که چه درمان های انرژی می تواند انجام دهد.

همانطور که آدم انجام درمان در زمان از پیش تعیین شده، با آدم در ونکور، BC و رونی در Stoney دریاچه، انتاریو، رونی در واقع می تواند آنها را و احساس معده خود را در حال حرکت است. گاهی اوقات او گفت: آن را احساس مثل او "تولد به بیگانه" بود. اگر آدم گفت که او به درمان از ساعت 7 بعد از ظهر انجام دهید، سپس طرف راست را از ساعت 7 بعد از ظهر، رونی را دیدم چیزی اتفاق می افتد به بدن خود است. او می دانست از این بچه در سال قبل از میلاد در انجام کاری. بنابراین یکی از مهم ترین جنبه از شفا بود که رونی معتقد است که آدم او را به خوبی ساخت. به خاطر این که یکی از تعالیم آدم است: اگر شما فکر می کنید می خواهید به خوبی، و سپس شما را به خوبی خواهد بود. من فکر می کنم، "آه، BS ... پس چطور می تواند که باشد؟ چگونه می تواند به شما فکر می کنید شما به خوبی زمانی که همه در اطراف شما به شما گفتن که در حال مرگ هستند؟ رانی تا به حال به نفع یک تجربه مستقیم با آدم. همانطور که رونی را دیدم در حال حرکت شکم خود را احساس و احساس، و آدم گفت: سرطان مرده بود، رونی شروع به نگاه خوب است. با این حال، پزشکان مصمم بودند که ران خواهد مرد.

به یاد داشته باشید، دکتر تیلور که تومور در دست خود را برگزار کرده بود، و او می دانست که به معنای مرگ حتمی و قریب الوقوع، در چشم انداز جهان خود است.

در پایان از آن، آدم گفت: جرم رفته بود، متخصصان پزشکی را تایید کرد که تشخیص با CT اسکن و MRI تا مطمئن شوید، و آدم گفت: "من رونی زخم التیام یابد، رونی خود را شفا. ما تمام نورد چشمان ما و گفت: "آه، تو، مطمئن!

در حال حاضر، در نگاهی به گذشته، ما درک می کنیم کمی بهتر است. ما را دیده ام این مرحله آدم. می بینم که چرا آدم قادر نخواهد بود ما همه چیز را در یک بار بگویید، آن بود به او اجازه از کمی از کیسه در یک زمان. این اطلاعات بسیار زیادی که شد قریب به اتفاق قربانیان بود. برای سال ها به من احساس کردم که مثل من بیش از حد اطلاعات بود و می تواند یک قراضه بیشتری از اطلاعات رو تحمل کنم. البته، این همه جذاب است، اما بیش از حد که مسئولیت رسیدگی به همه در یک بار. به یاد دارم پدر آدم، فرانک، گفت، "در اینجا فکر دیگری برای کشش تصورات خود را ..." چند بار!

ارتباط آدم

وقتی آدم به توافق درمان انرژی رونی، آن را اولین بار قصد داشت تا با سعی به ضرب و شتم سرطان بود. چرا رونی؟ روزنامه خود را در اعتصاب بود، لیز، مادر خود، به ما گفت پس از آن. روز که این مقاله خارج، عکس رونی را در صفحه اول بود، گفتن در مورد او چگونه با مرگ به دنبال خرید و فروش در صورت. او موجود شگفت انگیزی است صحبت کردن در مورد مرگ و صحبت با افرادی که بیمار یا در حال مرگ بودند. هر کس چگونه رونی شادمان بود و او بارها و بارها گفت که همه چیز را ترک می کرد "را در دست برای حرکت سوپاپ ماشین بزرگ" زده شده است. با نگاهی به گذشته، رابین و من صحبت کردیم در مورد چگونگی آن بود مانند خدا می خواست آدم تا بدانند که او می تواند افراد مبتلا به بیماری پایانه. فاز دوم از آدم، در ذهن من، زمانی آغاز شد که آدم گفت: رونی خود را شفا داد.

من دوستی دوست داشتنی با مادر خود در طول ماه از درمان بود، و او شروع به صحبت کردن در مورد تصویری. گفت: من به خاطر دارم که من هرگز قادر به انجام این کار خواهد بود. او گفت: "آه، بله شما خواهد شد". چگونه حق او بود.

آدم های شروع شده برای آمدن به تورنتو برای انجام سمینارها، نشان دادن همه چگونه به انجام تجسم، قبل از او اولین کتاب خود را نوشت. در سمینار این بود که من آموختم که آدم همه چیز در مورد خود توانمندی بود. در اولین کتاب خود را، آدم چگونه کتاب مقدس ضرب المثل می گوید: "اگر شما یک مرد یک ماهی، او را به شما غذا برای یک روز است. اما اگر شما به یک میله ماهیگیری را به او، او را به شما غذا را برای یک عمر "اما آدم آن را در زمان و حتی بیشتر: او گفت: برای آموزش یک مرد چگونه به ساخت میله. من کتاب او در مورد quantuum فیزیک مطرح شده بود را خوانده بود و در تلاش بود تا بسته بندی مغز من در اطراف این ایده های جدید وقتی که من به اولین سمینار او رفت. او 16 و شگفت انگیز است. او فقط آنقدر جذاب است. هر بار او را دیده ام، او مرا به هسته با صداقت او و راه های ساده برای توضیح مفاهیم پیچیده هیجان زده است. حدود یک ماه پس از من او را برای اولین بار دیدم، وقتی که من هنوز او را برخی از انواع معجزه شفا دهنده در نظر گرفته، یاد گرفتم که چگونه به کار من تجسم. او گفتن بود برای ماه که "شما من را برای این لازم نیست، شما می توانید انجام این کار خود را." اما زندگی را از طریق درام رونی و بر اساس تجربه زندگی خود من، من معتقد بودم که آدم شخص خاصی رو به حال فوق العاده بود قدرت شفا و تشخیص سرطان رونی را به طور مستقیم ناشی از درمان آدم بود، از رونی مطلقا هیچ چیز دیگری برای خلاص شدن از شر سرطان را انجام داده بود. من هنوز نمی توانستم باور است که رونی به خود بهبود یافته بود، حتی اگر آدم استادانی این درست باشد. پس از یادگیری کمی بیشتر در مورد درمان های انرژی و ذهن بر ماده، رابین و من فکر کردم که از رونی می تواند جنبش را در معده خود را در زمان دقیق را ببینید آدم گفت که درمان، که رونی معتقد بودند او به خوبی شروع و که چرا او به خوبی. از آنجا که این چیزی است که آدم می گوید: اگر شما فکر می کنید می خواهید به خوبی دریافت، و سپس شما را به خوبی خواهد شد. من تا به حال زمان سخت معتقد است که رونی به خود ساخته شده خوب است، اما اگر شما در نظر بگیرید که سیستم ایمنی بدن خود را که در که آدم چیزی که او را لگد بود، پس از آن رونی به خودش زخم التیام یابد! ما همه به خدا خیلی خدا را شکر که آدم شجاعت به اندازه کافی برای استفاده از هدیه خود را برای کمک به رونی بازیابی سلامتی اش. به یاد داشته باشید، رونی اولین بار آدم تلاش برای کمک به کسی که مبتلا به سرطان بود، او شانزده ساله بودم.

من حدود یک ماه پس از آن در کارگاه اول آدم حضور داشتند، من با گلو درد وحشتناک را بیدار کرد، بنابراین من فکر کردم من می خواهم یکی از تصویری است که آدم و شرح داده شده بود کار می کرد بلافاصله سعی کنید. من فقط با تنفس بود که من زمینی انرژی است. من به شما بگویم که اولین بار من این کار را کرد، چگونه تفسیر آنچه آدم در این سمینار گفته بود. آدم می گوید روش و هر کس چیزی متفاوت و دور از درس خود طول می کشد. شما باید برنامه خود را. آدم می گوید که هر کس باید خود را بهبود رژیم خود را تجسم و بدن همه آنها را به آنچه مناسب است برای آنها توسعه است. او تاکید می کند که شما باید به بدن خود گوش دهید.

بازگشت به گلو! هنگامی که آن رفت، به معنای واقعی کلمه که به راحتی بعد از چند نفس، من فکر کردم من باید به حال گلودرد، زیرا رفت اینقدر تند و سریع است. من فقط نمی توانستم باور است که من می توانم به خودم کمک کند، که می تواند سلامت من با ذهن من تاثیر می گذارد. چند هفته بعد، من با گلوی ملتهب که خیلی ازار دهنده است که من می دانستم که من تا به حال، بیش از حد غدد متورم، به هوش آمد. من فکر کردم بلافاصله که تصویری نمی خواهد کار به دلیل آن خیلی بد بود و فکر دوم من این بود که اگر تجسم می تواند سلول های سرطانی را از بین ببرد، و سپس تجسم می تواند میکروب را بکشند! سه تصویری مختلف در طول روز و در زمان تجسم سوم در suppertime را انجام داد، تورم غدد لنفاوی و گلو درد کاملا از دست رفته شد. این لحظه AhHa من بود. من می دانستم که تجسم انرژی برای من کار می کرد. این یک نقطه عطف بزرگی در زندگی من بود، شناخت که من می توانم به خودم کمک کند. یکی دیگر از هدیه ای باور نکردنی آدم به من. همانطور که مادر من اغلب می گوید، "اگر شما سلامتی شما داشته باشند، شما هیچ چیز را ندارد." چگونه توانمند سازی برای یک انسان به انسان دیگری را درک بالقوه خود را شفا فردی خود را! بزرگترین معلم من تا به حال ... و سال های 16 ساله در آن زمان. boggles ذهن من است که کودکان در مورد سیستم انرژی در مدارس در کانادا آموزش در حال حاضر است.

وقتی گلو درد من پاک، من فکر کردم به لیز، مادر آدم، که گفته بود شما می توانید این کار به خودتان، مری، زمانی که من فکر می کردم هیچ راهی نیست که من هرگز قادر به انجام آن وجود دارد. چه برای من جالب است که در نگاه به گذشته، این است که من به یاد داشته باشید آدم همیشه می گوید: "فقط گوش دادن به بدن شما، به شما چه باید بکنید بگویید." او به شما ایده از آنچه که او ممکن است برای تجسم انجام می دهد و شما می توانید اجرا کنید با آن است. با گذشت زمان، متوجه شدم که "بیشتر و بیشتر واقعی" ... در هکتار! همیشه نه زیاد، درست توماس!

نزدیک آغاز لحظه من AhHa، یک دوست قدیمی را از کلگری که من تا به حال در چند سال سخن گفته شده است، نامیده می شود. او داستان رونی / آدم و بسیار شبیه به خودم، هیچ پیش زمینه ای در مورد دانش فیزیک quantuum و یا هر چیز جدید agey ندارد.

من به او توضیح داد که چگونه شما می توانید از این تجسم، چگونه می توانم مبتنی بر انرژی من و من خودم شفا بود! او به من زنگ زد و چند هفته بعد، هنوز هم بدون هر چیز دیگری به عنوان خوانده شده، فقط رفتن را با آنچه که من همراه بطور شفاهی به او منتقل کرده بود، و او به من گفت که او چگونه به آرتریت در مچ دست خود را به مدت هفت سال بود. او به من گفت که او چگونه یک تجسم در آنها انجام داده بود، و جای تعجب به من گفت که او شعله های آتش استفاده کرده بودند، وقتی که من تا به حال شعله های آتش در همه به او ذکر نشده! او گفت که او فقط می دانست که شعله های آتش را کمک خواهد کرد بعد از من به او صحبت کرده بود، پس او آنها را سعی کردم. او گفت: درد رفت اولین بار او آن را محاکمه و به این روز است، هرگز به خانه بازنگشت. که پس از هفت سال از flareups بسیار دردناک بود. او می توانست آن را باور نمی کند، پس با درد برای مدتی چنین طولانی برخورد کرده بود. تجربه او خیلی به من تاکید مجدد شد. به ویژه از زمان آدم می گوید که بدن خود را به شما بگوید که چه تصویری برای استفاده از. شما باید ذهن خود را آرام و گوش دادن به بدن شما است.

ادامه دارد (هنوز هم آن را تایپ کردن در هنگامی که من را هم :) ...